سوال وجواب

آمار مطالب

کل مطالب : 334
کل نظرات : 49

آمار کاربران

افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 0

کاربران آنلاین


آمار بازدید

بازدید امروز : 13
باردید دیروز : 5
بازدید هفته : 18
بازدید ماه : 13
بازدید سال : 2141
بازدید کلی : 43321

تبادل لینک هوشمند

برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان اجتماعی و آدرس baran68.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 13
بازدید دیروز : 5
بازدید هفته : 18
بازدید ماه : 13
بازدید کل : 43321
تعداد مطالب : 334
تعداد نظرات : 49
تعداد آنلاین : 1



تبلیغات
<-Text2->
نویسنده : فهیمه
تاریخ : یک شنبه 19 مهر 1394
نظرات

 

  • سوال وجواب
    بسیاری از سردرگمی‌های دینی امروزی ما ناشی از نداستن یا شبهه در احکام یا صحت احادیث است. چرا پیامبر (ص) یا امام معصوم (ع) کتابی به قلم خود ننوشته‌اند که احکام اسلام و سخنان دیگر خودشان در آن باشد. بی شک تحریف کتاب سخت‌تر از تحریف کلام است.
    حتی وقتی من خودم به همراه شخص دیگری سخنی را از زبان سخنران شنیده ام و آن شخص آن سخن را بازگو می‌کند با خود می‌گویم سخنران که این را نگفت منظورش چیز دیگری بود. حال چه طور می‌شود به یک حدیث حتی با یک واسطه استناد کرد و از درستیش مطمئن بود.
    شنیده‌ام مسلمانان برای تبرّک نمی‌گذاشتند آب وضوی پیامبر به زمین بریزد. اما امروزه وضو گرفتن‌ها متفاوت شده است. آیا کسی نمی‌داند پیامبر برای نماز مهر داشته یا خیر. این همه اختلاف حل می‌شد اگر نوشته‌های خود معصومین در دست بود.
    مثلا آیا امام علی (ع) به جای کتابت قرآن، یا در کنار آن، سخنان خود را هم می‌نوشت منبعی بهتر از نهج البلاغه نداشتیم؟ چرا این کار را نکردند حال آن که معلوم بود در آینده همۀ این‌ها تار و مبهم خواهد شد. یا اگر پیامبر (ص) به جای تقاضای قلم و کاغذ در لحظات آخر قبلا به خط خود چیزی در مورد خلیفۀ بعدی می‌نوشت. یا احکام پرکاربردی مثل نحوۀ وضو یا نماز اگر کتابت می‌شد. یا مثال‌های دیگر.

    چرا کتابی نوشته نشد؟
    با صلوات بر محمد و آل محمد
    وسلام وعرض ادب
    پرسشگر گرامی گرچه پاسخ سوال شما را می شود از چند منظر مورد توجه قرار داد ولی باید عرض کنم که؛ این حرف به طور مطلق صحیح نیست؛ چرا که از امام علی(ع) کتاب هایی بر جای مانده که عبارتند از:
    1ـ "الجامعه": كتابي است كه درباره ي‌ احكام حلال و حرام است كه با املاي پيامبر(ص) و خط علي(ع) نگارش يافته است.
    2ـ "الجفر" مندرجات اين كتاب حوادث كائنات است و امام علي(ع) آن را در پوست بُز يا گوسفند نوشت. بدين جهت كه بر پوست بُز (يعني جفر) نوشته شد، آن را "جفر"(1) ناميده اند(2)
    3ـ "كتاب علي": در مورد اين كتاب نوشته اند: اين كتاب با املاي پيامبر(ص) و خط علي(ع) نگارش يافته است و مشتمل بر مسائل مربوط به حلال و حرام است. اين كتاب از امام قبلي به امام بعدي به عنوان ميراث منتقل شده و بارها مورد استشهاد امامان بعدي قرار گرفته است. برخي گفته اند: اين كتاب همان كتاب جامعه است.(3)
    و از امام سجاد(ع) نیز کتاب معروف صحیفه سجادیه به دست ما رسیده است.
    نکته قابل ذکر این که ائمه‌ی اطهار (ع)، نویسنده یا کارشناس در یک موضوع و یا دو یا چند مقوله نیستند که بنشینند در چند مورد کتاب بنویسند و آنها را نشر دهند تا معارف شان منتشر شود و به آیندگان برسد. بلکه آنان مخازن علم الهی و معادن وحی و امامان و پیشوایان جامعه‌ی بشریت هستند و گفتار، رفتار، بیانات و همه‌ی افعال و حالات شان کتاب معرفت است و منتشر نیز شده است.
    از جمله وظایف مهمی که بر دوش امام هر عصر می باشد آن قدر گسترده و فراگیر است که نوشتن کتاب،در مقابل آن بسیار کوچک است. امام یک مولف و نویسنده نیست، او رهبری ظاهری و معنوی مردم را بر عهده دارد، وظیفه او تربیت انسان های پاک و مجاهدی است که بتوانند در راه اسلام جان فشانی کنند. وظیفه امام رسیدگی به همه امور دنیوی و اخروی مردم است. اگر چه این کار هم می تواند از امور مهم باشد، اما از جایی که امام (ع) همیشه به کار های اهم (مهم تر) اشتغال دارد، به چنین کارهای جز به اندازه ضرورت نمی پردازد. این ضرورت و وسعت وقت، ظاهراً جز برای امام علی(ع) و امام سجاد(ع)، وجود نداشت.
    نکته قابل توجه وجود شرایط زمانی خاص است که این دلیل از دو جهت قابل بررسی است؛
    اول: عدم استقبال و توجه مردم. مردم آن زمان به علت شرایطی که حکومت های غاصب فراهم کرده بودند توجه شایسته ای به اهل بیت(ع) نداشتند و علت اصلی خانه نشین شدن امامان معصوم(ع) همین عدم اقبال و توجه مردم بود. البته این عدم اقبال مردم، چیزی از شأن و جایگاه اهل بیت (ع) نمی کاهد و ضرر آن متوجه خود مردم می شود، ولی در هر حال برای ارایه یک نظر، فکر، یا نوشته ای که حاوی چنین خصوصیاتی باشد، آمادگی اجتماعی نیز لازم است.
    دوم: وجود جو تقیه در آن زمان خاص. این جو خفقان نه تنها نسبت به هر مطلبی که ائمه می فرمودند یا نامه ای که می نوشتند، وجود داشت بلکه نسبت به کتاب های اصحاب ائمه(ع) نیز چنین بود. یکی از اصحاب امام جواد(ع) به حضرت عرض می کند:" استادان ما از امامان باقر(ع) و صادق(ع) روایاتی را نقل کرده و نوشته اند، ولی به خاطر شدت تقیه، کتاب هایشان را مخفی کردند و در جامعه انتشار ندادند، الآن با این کتاب ها چه کنیم؟ حضرت فرمود: در آن کتاب ها اشکالی وجود ندارد آنها را انتشار دهید." (4) بنابراین؛ از مهم ترین دلایلی که امامان معصوم(ع)از به دست گرفتن قلم و نوشتن حتی یک نامه(تا چه برسد به نوشتن کتاب)، ابا می کردند، وجود جو شدید تقیه بود. دستگاه حاکم اموی و عباسی در طول دوران امامت امامان معصوم(ع)، شدیداً آنان را تحت نظر داشتند و این امر در دوران امامان(ع) شدت و ضعف داشت، اما همه آنان در جو تقیه زندگی می کردند به طوری که امام باقر (ع) می فرماید: "تقیه دین من و دین پدران من است.(5)
    نکته دیگر این که؛ وظیفه نوشتن احادیث و فرمایشات امامان (ع) را عده ای از اصحاب آنان که مشهور به محدثان بودند، بر عهده داشتند. بنابراین؛ احادیث ائمه با تلاش و سعی اصحاب آنان برای ما باقی مانده است و با ننوشتن کتاب توسط ائمه(ع)، این احادیث از بین نرفته.
    شاید گفته شود اگر خود امامان(ع) کتاب می نوشتند، اختلافی در آن پیدا نمی شد؟ ولی قطعاً چنین نیست؛ زیرا اگر ائمه کتاب می نوشتند، کتاب شان مانند کتاب های اصحاب شان از دستبرد تحریف کنندگان در امان نمی ماند، بلکه شدت تلاش، برای تحریف کتاب های آنان بسیار بیشتر از کتاب های اصحاب شان بود و البته شدت گمراه شدن مردم با این کتاب های تحریف شده و منسوب به ائمه، بیشتر بود؛ زیرا مردم و حتی محدثان با توجه به انتساب این کتاب ها به ائمه(ع) احتمال خطا و اشتباه را در آن نمی دادند تا مانند کتاب های دیگر اصحاب به فکر پیرایش و تصحیح آن باشند. پس نهایتاً فایده ای در نوشتن کتاب توسط خود ائمه(ع) وجود نداشت.

    پی نوشت:
    1- جفر علمی است که به وسیله آن حوادث جهان تا هنگام انقراض آن شناخته می‏شود. این دانش در اختیار امیرالمؤمنین و امامان معصوم - علیهم السلام- بود 4ـ انواع و اشکال شناخت، آل اسحاق.
    2- حسن بن فروخ، بصائرالدرجات، ص 157 - 159؛ سید مرتضی عسکری، معالم المدرستین، ج 2، ص223.
    3- محمد بن خالد برقی، المحاسن، ص 193.
    4-کافی، ج1 ، ص53.
    5-کافی، ج 2،ص219.

تعداد بازدید از این مطلب: 119
موضوعات مرتبط: اجتماعی , مذهبی , ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








به وبلاگ من خوش آمدید


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود